در دنيا زندگي كن بيآن كه جزيي از آن باش
زندگي را به تمامي زندگي كن
در دنيا زندگي كن بيآن كه جزيي از آن باشي.
همچون نيلوفري باش در آب;
زندگي در آب، و بدون تماس با آب.
اگر از هر كدام از اين رنگها متنفريد ميتواند نشانگر اين موضوع باشد كه:
قرمز:
بسيار دلواپس و نااميد هستيد. شايد هم از خستگي و ضعف جسمي رنج ميبريد. امكان دارد كه در روابط جنسي و حتي در موقعيت اجتماعي شكست خورده باشيد. اما مشكل واقعيتان اين است كه هميشه دنبال هدفهاي بزرگ و غيرعملي ميرويد و وقتي هم كه شكست ميخوريد در لاك خود فرو ميرويد. چه عيبي دارد كه دنبال يك زندگي معمولي باشيد؟ بايد اين دو موضوع را هميشه به خاطر داشته باشيد. اگر معيار موفقيت ثروت بود، پس ثروتمندان ميبايست خوشبختترين آدمها باشند كه معمولاً اين طور نيست.
نارنجي:
به خاطر عمر و سالهايي كه به بطالت تلف كردهايد بر خود خشم داريد ولي يادتان نرود كه فقط شمانيستيد كه مسؤوليت همه بدبختيهاي دنيا را بر دوش داريد اگر بتوانيد مشكلات خصوصي خود و خانوادهاتان را حل كنيد مطمئن باشيد كه خيلي زرنگيد.
آبي:
از زندگي و يكنواختي آن خسته شدهايد. احتياج به تنوع و هيجان داريد و به همين زودي هاست كه قيد و بندهاي زندگي را از هم خواهيد گسست. در دورهاي هستيد كه احساس ميكنيد دلتان ميخواهد همه چيز را تغيير بدهيد و دستي بر سر و صورت خود بكشيد و شايد هم فرم موها را عوض كنيد و لباستان را تغيير بدهيد.
زرد
بسيار حساس و بدبين هستيد و از هر چيز بديع و مدرن بدتان ميآيد و برايتان قابل هضم نيست كه يك حكومت ميليونها دلار خرج رفتن به كره ماه را بكند در حالي كه كره زمين پر از انسانهاي مستحق كمك ميباشد. مردم هميشه شما را اخمو و عصباني مييابند.
قهوهاي:
ترستان از اين است كه نتوانيد مأموريت تان را به اتمام برسانيد. چه مأموريتي؟ آيا فكر ميكنيد اگر همه دانشهاي دنيا را هم در ذهن و مغز كوچك تان جاي بدهيد آخرش به كجا خواهيد رسيد؟ تا دير نشده كمي هم به تفريح برسيد. به عشق فكر كنيد كه حتي عذابش نيز شيرين است.
سبز:
اگر از اين رنگ متنفريد حتماً يك ايرادي داريد. اگر در هدف هايتان شكست خوردهايد چرا ديگران را شماتت ميكنيد؟ خودتان را تنهاترين موجود روي زمين حس ميكنيد و با اين شخصيتي كه داريد ديگران حق دارند تنهايتان بگذارند. سعي كنيد به جاي خودخوري به كتابخانه برويد و در اجتماعات شركت كنيد و خودتان را از برج عاجي كه ساختهايد بيرون بيندازيد تا ببينيد كه دنيا با تمام بديهايش چقدر با ارزش است.
خاكستري:
زندگي بر عليه شما بوده است از همه چيز محروم بودهايد و اين خشمگينتان ميكند. حسود نيستيد ولي از سرنوشت بدتان شكايت داريد آيا فقط شما هستيد كه به همه آرزوهايتان نرسيدهايد؟ يادتان نرود كه ممكن است شما يكي از خوشبختترين مردم روي زمين نباشيد ولي بدبختترين هم نيستيد.
سياه:
فكر ميكنيد در دنيا، بدي وجود ندارد. فكر ميكنيد بدبختي فقط افسانه است و به كره زمين ربطي ندارد. خودتان را كامل ميدانيد و سعي ميكنيد كه اشتباه نكنيد ولي اگر مرتكب اشتباه شديد هرگز اعتراف نخواهيد كرد.
سفيد:
اگر شما از سفيد متنفريد، يا اگر هاله مغناطيسي دور بدنتان فاقد اين رنگ است با عرض معذرت بايد بگوييم در اسرع وقت با روانپزشك يك تماس داشته باشيد.
خانمي پشت ميز كارش نشسته است. او مدير ارشد شركت بسيار بزرگي است. روي ميز از نامه، قرارداد و كاغذهاي مربوط به كارش پر شده است. دو چراغ چشمك زن روي تلفن، حاكي از آنست كه دو نفر منتظر صحبت با او هستند. دو نفر ارباب رجوع هم روي مبلهاي اتاقش نشسته و چاي مينوشند و منتظرند كه او سرش را از روي نامهها بلند كند تا با او صحبت كنند. تا نيم ساعت ديگر جلسة مهمي هم دارد. بعد از آن بايد با مدير عامل شركت راجع به موضوعي صحبت كنند و...
فشار ناشي از اين همه كار و گرفتاري اغلب ما را كلافه ميكند. شايد بگوييد: «نه براي من يكي خيلي زياد است.» اما براي اين خانم زياد نيست او از كارش لذت ميبرد. اجازه نميدهد تصورات باطل روي كارش تأثير منفي بگذارد، به جاي آن به موفقيتهايي كه امروز نصيبش خواهد شد فكر ميكند، مؤدبانه با ارباب و رجوعها حرف ميزند، صحبتهايشان را به دقت گوش ميدهد. تلفنها را جواب ميدهد. اين كارها سخت و طاقت فرسا نيست اتفاقي معمولي براي كساني است كه از كارشان لذت ميبرند و مستقيم و مؤثر به سوي هدفهايشان پيش ميروند. اين خانم تصورات خود را در راهي مثبت به كار ميگيرد، ميپذيرد كه اين حق اوست كه احساس رضايت و موفقيت كند. بسياري از انسانها ذهن خود را با افكار مأيوس كننده و ملالانگيز پر كرده و احساس خشنودي و خوشبختي را آنقدر زير فشار ميگذارند تا اثري از آن باقي نماند، نگران اتفاقات ناگوار و فاجعههايي هستند كه هرگز صورت خارجي به خود نميگيرد و يا به ندرت اتفاق ميافتد. احساس رضايت از كارشان را تحمل نميكنند. نه از كارشان لذت ميبرند و نه از بازي و تفريحشان خشنود ميشوند. انسان ميتواند به استناد دليل و منطق حركت كند و غذاي بيمزه بخورد. امّا خداوند به ما شوخ طبعي، روي خوش و خنده اعطا كرده تا مأموريت دو روزة عمر را با روح و با نشاط بگذرانيم. ميتوانيد لذت را احساس كنيد. ميتوانيد زير دوش آب سرد برويد و بخنديد و بالا و پايين بپريد. ميتوانيد شادابي را در عمق وجود خويش احساس كنيد. مسئله اين است كه براي خودتان چه بخواهيد. زندگي بايد قرين شادي باشد. اما برداشتهاي زندگي امروز از زندگي، اغلب عكس اين موقعيت را نشان ميدهد. مفهومي منفي با تصوير ذهني زشت.
زندگي بايد رسم خوشايندي داشته باشد مردم بايد با خود و ديگران مهربان باشند. شادي و شادكامي بايد چشم و قلب و جزيي از وجود ما باشد. خوشيهاي دنيا متعلق به ماست. با فراموش كردن اشتباهات گذشته ميتوانيد به زندگي شاد برسيد. اگر احساس كنيد كه حق داريد از زندگي لذت ببريد، ميتوانيد در كار و زندگي طعم خوش شادي و خوشبختي را بچشيد. با سرزنش خويش، لذت و شادماني را از خودتان دريغ ميكنيد. زندگي خلاق تصميم گرفتن براي شادمان بودن است. پيروزيِ نيروهاي مثبت فكر و تصور بر نيروهاي منفي تفكر و تصور است. با تقويت روزانه تصوير ذهني خويش، براي زندگي خلاق آماده ميشويد، خود را شايسته خوشيهاي زندگي ميدانيد و از آن به سود خود استفاده ميكنيد.
|
علم مايه زندگي و حيات است و ايمان باعث رستگاري و نجات. ( حضرت اميرالمومنين علي (ع |
| |||
|
مهدي شاه حسيني در گفتو گو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: ثبتنام حج عمره دانشآموزي كه از بعد عيد سعيد فطر آغاز شد، تا پايان اين ماه ادامه خواهد داشت. | |||
سلام به تمام خبرنگاران عزیز
من فرزادم . خوشحالم که از این ببعد
با پانا در ارتباطم.
چون خبر شنیدی درباره ان اندیشه کن
که راویان بسیارند و متفکران اندک
امام علی (ع)
هر کس اندوه مومنی را بر طرف سازد خداوند روز
روز قیامت غم از دلش می زداید
پانا
تولد رضا بر همه دوستداران آل عبا مبارک! السلام علیک یا علی بن موسی الرضا! آقا! تولدتان را بیشتر از شما به خودمان تبریک میگوییم: امروز بر همه ما مبارک!
* آموزش و پرورش نبايد رنگها را به دانش آموزان تحميل كند.
* دانش آموز مقطع ابتدايي خود را بنده غيرارادي معلم مي بيند واز او تقليد مي كند.
* دركشور ما تنها ۵۰درصد تعليم و تربيت به عهده مدارس است اما در كشور ژاپن ۹۵درصد آموزش به عهده مدارس است.
|
دكتر «اصغردادخواه» ، روان شناس باليني و آموزشي درخصوص انتخاب رنگ مانتو براي دختران مي گويد: باتوجه به اينكه بحث رنگها بيشتر متوجه دختران است، متأسفانه گاهي رنگهايي كه براي مانتو دختران درنظر گرفته مي شود به قدري نامتناسب با روحيه و سن دانش آموز است كه او ناچار و برخلاف ميل باطني مجبور است كه مانتو را بپوشد. البته طبيعي است كه رنگ در روحيه دانش آموز ، آموزش مسؤولان مدرسه تأثير خواهد داشت واستفاده از رنگ روشن به دانش آموز ياد مي دهد كه نظافت ظاهري خودش را رعايت كند.
دكتر دادخواه درادامه مي گويد: استفاده از رنگهاي تيره ميزان يادگيري را كاهش مي دهد و از طرفي نوع رنگ در شخصيت فرد بسيار تأثير دارد مثلاً رنگ قرمز يا نارنجي رنگهايي شاد هستند اما ازنظرعرفي براي پسرها خيلي مناسب نيستند واين مسأله گاهي سبب مي شود كه فرد درصورت استفاده اجباري از اين رنگ دچار سرخوردگي شود و يا او را مورد تمسخر قرار دهند.
باتوجه به اين كه جوان به دنبال تنوع و مد است چه خوب است كه آموزش و پرورش به اين نكته توجه داشته باشد كه رنگها را به بچه ها تحميل نكندبه عنوان مثال سه نوع رنگ رابراي مانتوي مدارس درنظر بگيرد ودانش آموزان را در انتخاب يكي از سه نوع رنگ آزاد بگذارد.
دكتر «نسترن نوشاد» روانشناس و استاد دانشگاه درخصوص حجاب براي دانش آموزان دختر مي گويد:«درجامعه ما به جاي اينكه حجاب را جا بيندازيم ، متأسفانه يك مدل و رنگ خاص را ترويج داده ايم ، اين الگوها نه گفتن به روشنايي و شفافيت است ، ما درجاانداختن مسأله حجاب دربين نسل جديد اشتباه كرديم آنقدر كه شعارداده شده كار انجام نشده است و ابتدا كه مسأله حجاب را مطرح كرديم با رنگ سياه بود. دكتر نوشاد مي افزايد: ما يك فرهنگ سازي غلط انجام داده ايم ، حجاب را در قالب سياهي مطرح كرده ايم و بايد اين فرهنگ غلط را از بين ببريم كه البته از جانب آموزش و پرورش حركتهايي انجام شده اما كافي نيست . ما بايد از غالب بخشنامه ها خارج شويم ، حجاب را در بستر نور و شفافيت قرار دهيم ، بنابراين اگر بچه ها با حفظ ارزشها از رنگهاي روشن استفاده كنند پيوسته ملزم به رعايت نظافت هم مي شوند.
دكتر دادخواه با اشاره به اينكه مدرسه خانه دوم دانش آموزان است و بايد درآن احساس آرامش و امنيت كنند، اينطور بيان مي كند كه : ويژگيهاي مدرسه براي سنين مختلف فرق مي كند، در دوران ابتدايي ، راهنمايي و دبيرستان يك سري خصوصيات مشترك داريم و يك سري خصوصيات فردي و مقطعي . خصوصيات مشترك به اين صورت است كه بايد نيازهاي عمومي يك عده دانش آموز همسال و هم نياز را برآورده كرد به فرض مدرسه بايد جايي باشد كه بچه ها در مقطع ابتدايي بتوانند نيروهاي بالقوه را به نيروي بالفعل تبديل كنند يعني نياز به تحرك دارند و اين ملزم به داشتن فضاي آموزشي وسيع است بنابراين بايد محيط مدرسه به گونه يي باشد كه دانش آموز احساس گرمي و محبت كند يعني وقتي از محيط خانواده وارد فضاي مدرسه مي شود دچار شوك نشود، با يك انضباط و قوانين خشك روبرو نگردد زيرا باعث دلزدگي او از مدرسه مي شود ومسؤولان آموزشي مدارس بايد به اين نكته توجه داشته باشند چون دانش آموز درسني است كه امكان دارد از اخلاق و رفتار بزرگترها مخصوصاً معلمان خود سوءاستفاده كند.
اكثر اوقات شاهد اين مسأله بوديم كه دانش آموز مقطع ابتدايي كاملاً از معلم خود تقليد مي كند و يا حتي دربسياري از مواقع نسبت به معلم خود احساس اطمينان بيشتري مي كند بنابراين معلمان بايد هوشيار باشند كه دانش آموزدراين مقطع دوران تقليد را طي مي كند ودرواقع خودش را بنده غيرارادي معلم مي بيند . دكتر دادخواه دراين مورد تأكيد مي كند كه معلم بايد دقت كافي به اين مسأله را داشته باشد زيرا نوع رفتار ، طرز صحبت كردن ، عطري كه به خود مي زند و نوع آرايش ظاهري همه مسائلي است كه دانش آموز از او تقليد خواهد كرد و اگر توجه معلم نسبت به اين مسائل كم باشد شكل گيري شخصيت دانش آموز شديداً دچار مشكل خواهد شد. بنابراين معلم مي تواند ازطريق آموزش غيرمستقيم به دانش آموز، درشكل گيري شخصيت او مؤثر باشد. دربسياري از جوامع اكثر مسؤوليتهاي آموزشي را به مدارس واگذار مي كنند مثلاً كشور ژاپن ۹۵درصد اين مسؤوليت را به عهده مدرسه مي گذارد اما دركشور ما ۵۰درصد آن به عهده مدرسه و ۵۰درصد ديگر به خانواده واگذار مي شود. بنابراين مسؤولان آموزشي بايد با تغيير نظامهاي مختلف درسالهاي مختلف باعث سردرگمي خانواده ها ودانش آموزان نشوند واز يك نظام تثبيت شده پيروي كنند تا دانش آموزان را از تحصيل و مدرسه دلسرد نكنند.
بطوركلي بايد برنامه وسيع و گسترده درفرهنگ سازي انجام داد كه اين كار بيشتر در دست مسؤولان آموزش و پرورش است و صرفاً بخشنامه ها جوابگو نخواهد بود نبايد دراين مورد سليقه يي عمل كرد بلكه بايد اول خود را باور كنيم و نيز باور داشته باشيم كه سرنوشت نسل آينده دردستان ما است. بايد از زواياي مختلف به اين پاكسازي و اصلاح پرداخت. بايد محيط مدارس را شاد كنيم ، محيطي كه عشق ورزيدن را ياد بدهد زيرا يك محيط تيره و سياه فقط اندوه و بغض و نفرت را آموزش مي دهد. محيط بايد شاد و روشن و لذت بخش باشد و براي اين مهم بايد از محيط فيزيكي شروع كنيم كه شادي اين محيط فيزيكي به بچه ها روحيه مضاعف مي دهد. در زمينه فرهنگي و حجاب نيز مي توان از نظرات خود دانش آموزان استفاده كرد.
داوود نوبخت-خبرنگار پانا - خمین
۲۳/۹/۸۴
تماشای ماه Tsukimi月見
در ماه سپتامبر معروفه که ماه زیبایی خاصی داره و بدر کامل ماه در سپتامبر خیلی دیدنیه. با توجه به
اینکه پاییز فصل درو محصولات کشاورزی هم هست، مردم در این فصل برای تشکر از خدایان و همینطور آرزوی فراوانی محصول در سال بعد، جشن های مختلفی دارند. یکی از این برنامه ها اینه که به نشانه تشکر، شیرینی مخصوص کیک برنج و گیاهی که به ژاپنی سوسوکی(1) نامیده می شه به پیشگاه خدایان اهدا می کنن. و به تماشای ماه می پردازند.(1) pampas grass ススキ
خیلی ها معتقدند که مراسم تسوکیمی جنبه مذهبی نداره و افسانه است به این ترتیب که مردم به رسم تشکر هدایایی را به پیشگاه الهه ماه در ژاپن (تسوکی یومی نو کامی) تقدیم می کردند. این الهه خواهر الهه خورشید در ژاپن هم هست و ریشه خاندان سلطنتی ژاپن به الهه خورشید بر می گردد. گفته می شود که این دو الهه از دو چشم خدای خدایان "ایزاناگی" زاییده شده اند.در خیلی از افسانه ها نشانه ای از خرگوشی است که در حال درست کردن کیک برنج است. داستان از این قرار است که سالیان قبل الهه ماه به شکل پیرمردی به زمین می آید. او پیش حیوانات مختلفی می رود و از آنها تقاضای غذا می کند. روباه به او ماهی می دهد ولی خرگوش هیچ چیز ندارد که به او بدهد پس از دیگر حیوانات جنگل می خواهد که آتشی فراهم کنند و خرگوش خودش را به عنوان شام به پیرمرد تقدیم می کند! در این زمان، الهه ماه به شکل اصلی خود ظاهر شده و به عنوان پاداش، خرگوش را با خود به ماه می برد تا برای همیشه آنجا زندگی کند. به همین خاطر است که تصاویر زیادی از خرگوش و ماه را می توان در تزئینات مخصوص مراسم تسوکیمی دید.

این مراسم هم مثل فستیوال های دیگر ژاپن تزئینات مخصوص خودش را دارد. یک نوع گل آرایی خاص همراه با ظرفی از کیک برنج به عنوان هدیه به پیشگاه الهه ماه در این مراسم به چشم می خورد. از خوراکی های دیگه مخصوص این جشن می توان به گردو، سبزیجات فصلی پخته شده، میوه های مخصوص فصل پاییز، مشروب برنج (ساکی)، آبجو و یا چای ژاپنی اشاره کرد.وقتی همه چیز مرتب آماده و چیده شد، در سکوت و آرامش همراه با خانواده، دوستان و یا عزیزان خود زیر مهتاب می نشینند و از زیبایی ماه لذت می برند. غذا و نوشیدنی ها را آهسته می خورند و کلا حالت شاعرانه ای به محفل خود می دهند.
تزئیین مخصوص مراسم تسوکیمی در یکی از معابد ژاپن

برداشت برنج
در این فصل، بویژه در مناطق روستایی می شه شالیزار ها رو دید که پر از ساقه های طلایی برنج شدند و وقتشه که درو بشوند. برنجی که تازه درو شده خیلی خوشمزه است.
برگهای رنگارنگ پاییزی
بعد از تابستان و اوج گرما و رطوبت، با شروع فصل پاییز هوا رو به خنکی می رود و برگ درختان هم شروع به تغییر رنگ می کنند. برگ درختان بیشتر به نارنجی و قرمز پررنگ و گاهی هم زرد تغییر پیدا می کنند. فصل پاییز یکی از زیباترین فصول در ژاپن محسوب می شود.
پانا
تفويض اختيار به دانش آموزان ژاپن
واپسين بخش گفت وگو نيز پيرامون وضعيت سنجش توانايى دانش آموزان در مدارس ژاپن و برنامه هاى فوق برنامه اينگونه مدارس است.

\ ويژگى برجسته اين دوره از اصلاحات درنظام آموزشى ژاپن چيست؟
> ژاپن در دوره هاى اول و دوم اصلاحات آموزشى، از دو مدل آموزشى اروپا و آمريكا بهره گرفت ولى امروزه مدلى براى تحولات پسامدرنيته اين كشور در دنيا كه از آن تقليد كند، وجود ندارد.
ژاپن امروزه به سطحى از پيشرفت رسيده است كه بايد مدل خاص خودش را ابداع كند. به همين علت مى توان گفت دوره جديد اصلاحات آموزشى نسبت به دوره هاى قبل از آن، ژاپنى تر شده است و از اين رو، براى ژاپنى ها كه هميشه خودشان را با سرعت براساس آموزه هاى ديگران تطبيق مى دادند، نگران كننده است.
\ با توجه به زمينه تخصصى و حضور شما در كلاسهاى درس مدارس ابتدايى ژاپن، اين سؤال را مطرح كنم كه در مجموع آموزشهاى رايج در اين دوره تحصيلى چگونه ارائه مى شود؟
> اين آموزشها در سه بخش دانش پايه و عمومى، آموزش اخلاق و فعاليتهاى ويژه ارائه مى شود.
در بخش آموزش پايه تلاش مى شود دانش آموزان به مهارتهاى لازم در زمينه زبان ژاپنى، موسيقى، علوم اجتماعى، حساب، علوم، مطالعه محيط زندگى، هنر و كاردستى، خانه دارى و تربيت بدنى دست يابند.
در بخش آموزش اخلاق سعى بر اين است كه اين اهداف مدنظر قرار گيرد:
رشد فردى متناسب با محيط و جامعه دموكراتيك، احترام به عقايد مختلف، داشتن و برگزيدن هدفهاى قابل قبول در زندگى فردى و اجتماعى، انضباط و اعتماد به نفس، آشنايى با ساير فرهنگها و درك تفاهم بين المللى.
فعاليتهاى ويژه نيز شامل اين موارد است:
گردشهاى علمى، فعاليتهاى ورزشى، برگزارى انواع جشنها، كاشت و نگهدارى سبزيجات، خيار و گوجه فرنگى در مدرسه.
در مدارس ژاپن تلاش مى شود به بهانه هاى مختلف مانند روز مادر، روز دريا و روز كودك و دهها جشنواره ديگر، بچه ها ساعتهاى خوشى را در مدرسه بگذرانند و فرصت شادابى و شاد زيستن را به دست آورند. محتواى آموزشى و برنامه هاى درسى نيز به گونه اى است كه مدارس ژاپن را به محيطى شوق انگيز تبديل كرده است.
حس تعلق خاطر به فرهنگ ژاپن، شركت، سرزمين، خانواده و شهر از مدرسه شروع مى شود و مدارس ابتدايى ژاپن در فراهم آوردن زمينه هاى اين احساس تعلق خاطر، بسيار مهارت دارند.
\ وضعيت امتحانات در مدارس ژاپنى به چه شكل است؟
> در مدارس ابتدايى ژاپن، امتحانات ثلث و پايان سال وجود ندارد و سنجش پيشرفت تحصيلى در پايان مقطع ۶ساله ابتدايى برگزار مى شود. بدين صورت هر دانش آموز سال اول ابتدايى به طور اتوماتيك به كلاس دوم و بالاتر راه مى يابد. ارزشيابى دانش آموزان طبق استانداردهاى پذيرفته شده، به طور مداوم و مستمر انجام مى گيرد. مثلاً يك دانش آموز سال اول دوره ابتدايى بايد چند كانجى (كلمه در زبان پيچيده ژاپنى ) را ياد بگيرد.
البته اگر دانش آموزى بخواهد بعداز دوران ابتدايى به دوره اول دبيرستان راه يابد و خواهان آن باشد كه در مدرسه بهترى پذيرفته شود، بايد در امتحانات پايان دوره تحصيلى ابتدايى ، نمره هاى بالاترى كسب كند.
\آيا ترس و « فوبيا» ى امتحان و به تعبير شما «جهنم امتحانات» در همان مراحل ارتقاى مقطع تحصيلى رخ مى دهد؟
>بله؛ در ژاپن ورود به مدرسه و درنهايت دانشگاه بهتر يعنى تضمين آينده و يافتن شغل بهتر. به همين دليل است كه دانش آموزان ژاپنى بعداز تعطيلى روزانه مدارس به آموزشكده هايى خصوصى به نام «جوكو» مى روند. دراين آموزشكده ها، درسهاى تكميلى در زمينه هاى رياضى، علوم و زبان ژاپنى آموزش داده مى شود و تلاش براى موفقيت در كنكور دانشگاه با چنين اقداماتى آغاز مى شود. در حال حاضر، از هر ۱۰۰ نفر داوطلب تحصيلات عالى در ژاپن، حدود ۷۴ نفر موفق مى شوند به دانشگاهها و مراكز عالى آموزشى راه يابند. رقابت در كنكور دانشگاه، صرفاً براى ورود به دانشگاه نيست. بلكه براى ورود به دانشگاه معتبرتر و بامرتبه بالاتر و رشته دلخواه است، دانشگاهها در گزينش دانشجو به صورت مستقيم نقش دارند.
\باتوجه به دولتى بودن اكثريت مدارس ابتدايى ژاپن، چرا تفاوت كيفيت دراين مدارس به شدت محسوس است؟
>مدارس ابتدايى ژاپن، حداقل استانداردهاى وزارت آموزش و پرورش ژاپن را رعايت مى كنند ولى به علت مديريت مستقل مدارس و اختيار عمل زياد آنها، برخى از مدرسه هاى ابتدايى ژاپن از استانداردهاى آموزشى بالاترى بهره مى گيرند.
\چرا كاركنان آموزشى چنين مدارسى از استانداردهاى آموزشى فراتر مى روند؟
>به عنوان نمونه مى گويم كه در كلانشهر توكيو دبيرستانى وجود دارد كه اكثر مردم اين شهر نام آن را مى دانند وشهرت چنين دبيرستانى ، موقعيت اجتماعى بالاترى را براى كاركنان آموزشى اين دبيرستان فراهم كرده است.
\ديوارهاى كلاسهاى مدارس ژاپن با رنگهاى شاد تزيين شده و گلدانهاى زيادى در داخل كلاسها قرار داده شده اند. چرا در محيط آموزشى ژاپن، شادابى دانش آموزان به عنوان يك عنصر مهم در يادگيرى ارزيابى مى شود؟
>بحث شادابى از فضا شروع مى شود و محتواى كتابها، عكسها، شكل كتاب و شكل لباسهاى دانش آموزان هم موردتوجه قرار مى گيرد. چيدمان صندلى ها، فضاى كاربردى كلاس و آزادى عمل دانش آموزان برشادابى آنها مى افزايد. حتى دانش آموزى كه در خانه از يك حيوان اهلى نگهدارى مى كند، اين حق را دارد كه آن را به مدرسه بياورد و در قفسه هاى مخصوص محل نگهدارى حيوانات جا بدهد. باغچه هايى براى دانش آموزان هركلاسى مشخص شده كه آنها مى توانند درآنجا به كشاورزى بپردازند.
زندگى آموزشى در مدارس ژاپن، بهانه هاى بسيارى براى شادابى ، تعلق خاطر، شوق انگيزى و زندگى در دوران كودكى دارد و مدرسه هاى ژاپن بيش از هرچيز، مكانى مناسب براى زندگى كودكان ژاپنى است .
\علت تنوع و تعدد كتابهاى درسى در پايه هاى تحصيلى و درسهاى معين چيست؟
>در ژاپن به علت تنوع شرايط اقتصادى، اجتماعى وفرهنگى و باتأييد وزارت آموزش و پرورش اين كشور، كتابهاى درسى متعددى چاپ مى شود. مثلاً در رياضيات پايه پنجم ابتدايى، چندين كتاب وجود دارد. متناسب با وضعيت، ساخت و بافت اقتصادى هرمنطقه، كتاب درسى آن محل انتخاب مى شود. البته توجه به چنين تفاوتهايى غيرطبيعى نيست. چون در اوزاكا صنعت مبتنى برتوليد وسايل الكترونيكى است و در هوكايدو بر ماهيگيرى، در توكيو برتجارت و در مناطق جنوبى بركشاورزى بنيان نهاده شده است . كتابى كه در مناطق جنوبى مورداستفاده قرار مى گيرد، محتوا، عكسها و شكلهايى متناسب با زندگى اين منطقه دارد كه با وضعيت اوزاكاى صنعتى تفاوت دارد.
\به غيراز وضعيت برنامه هاى درسى، چه اقداماتى در مدارس ژاپن توجه شما را به خود جلب كرده است؟
>در اكثر مدارس ابتدايى ، دوره اول و دوم دبيرستان ساعتى را براى غذاخوردن دانش آموزان اختصاص داده اند . تغذيه درمدارس اين كشور براساس قانون تغذيه مدارس انجام مى شود و دانش آموزان به درست غداخوردن عادت پيدا مى كنند و آداب لازم را در هنگام غذاخوردن مى آموزند. در نتيجه با تغذيه مناسب و به موقع، كيفيت آموزش بالا مى رود. در مدارس ژاپن ، هرگروه طبق برنامه از پيش تعيين شده به آشپزخانه مى رود و مسؤوليت توزيع غذا بين همه دانش آموزان را به عهده مى گيرد. بعداز تقسيم غذا بين ساير گروهها، آن گروه نيز غذاى خودشان را دركلاس درس و پشت همان ميزها سرو مى كنند. ناگفته نماند كه عادات اجتماعى و درونى كردن آنها يكى از هدفهاى اين برنامه است.
در حين غذاخوردن، دانش آموزان از طريق تلويزيون هايى كه درهركلاسى وجود دارد و به استوديوى خبر مدرسه متصل است ، از اخبار مدرسه مطلع مى شوند و يا فيلمهاى پخش شده را نگاه مى كنند.
زنگ نظافتى هم هست كه همه دانش آموزان ، محيط كلاس و مدرسه را تميز مى كنند وهمگى با هم مسواك مى زنند. ضمناً در مدارس ژاپن، پست نظافتچى وجود ندارد.
\انجام چنين كارهايى در راستاى مسؤوليت پذيرساختن آنها است؟
>ژاپنى ها براين باورند كه كامل بودن در جريان عمل و با رفع نواقص درحين اجرا محقق مى شود. آنها مى گويند درشنهاى روان نمى شود به آموزش شنا پرداخت، بلكه در استخر است كه مى توان به كسى شنا ياد داد. اصولاً ژاپنى ها معتقد نيستند كه انسان اگر به كمال مطلوب برسد، مى توان به او آزادى عمل داد. مسؤوليت تقسيم غذا، سازماندهى برنامه ها و پذيرفتن تبعات آن به دانش آموزان محول مى شود، در عمل مسؤوليت پذيرى را در آنها نهادينه مى كند.
بازانديشى و خودارزيابى و ارزيابى گروهى ازمهمترين عناصر فرهنگ آموزش ژاپن است . باورهمگانى درگسترش مسؤوليت پذيرى، دادن اختيار و آزادى عمل است. تمرين دراين شرايط، احساس مسؤوليت را تقويت مى كند. تكرار اشتباه امرى مذموم است و از اشتباه، آموختن و نقد خود يك روش تربيتى ژاپنى ها است و خود انضباطى مهمترين عنصر پرورش اجتماعى و اخلاقى مدارس ژاپن به شمارمى آيد.
\ مدارس ژاپن همچنان بر گروه گرايى و همبستگى گروهى تأكيددارند ولى در فضاى عمومى آن كشور تمايل به فردگرايى گسترش يافته است. آيا چنين چالشى، مشكل هويتى و روانى حادى را ايجاد نخواهدكرد؟
> درحال حاضر، شرايط ايجاب مى كند كه به فرد و توانايى هاى فردى توجه ويژه اى مبذول شود. البته جامعه ژاپن كوشش مى كند تعادلى منطقى بين گروه گرايى و فردگرايى برقراركند.
\ نحوه دسترسى به كامپيوتر و اينترنت درمدارس ژاپنى درحد مطلوبى قراردارد؟
> تقريباً همه مدارس ژاپن داراى مركز و سايت كامپيوتر هستند و به ازاى هر ۱۵ نفر دانش آموز يك كامپيوتر وجوددارد. هرمعلم يك كامپيوتر شخصى (PC) دراختيار دارد و همه كلاسها كامپيوتر دارند. تمام مؤسسات آموزشى به اينترنت متصل هستند و در فرايند يادگيرى ـ ياددهى در درسهاى مختلف همچون رياضى، علوم و علوم اجتماعى از كامپيوتر و اينترنت استفاده مى شود.
مؤسسه تحقيقات موادآموزشى چندرسانه اى ژاپن مسؤول فراهم كردن موادآموزشى چندرسانه اى on-Line براى مدارس سراسر كشور است.
\ آيا سطح استفاده از كتاب و رسانه هاى مكتوب كاهش نيافته است؟
> ژاپن دومين كشور در استفاده از فناورى اطلاعات و ارتباطات در زندگى و از آن جمله زندگى آموزشى است.
درعين حال، فرهنگ مكتوب هنوز جايگاه خاص خود را دارد. اگرچه در سالهاى اخير، مردم پول بيشترى براى دستيابى به نرم افزارها و مدلهاى جديد تلفن همراه پرداخت مى كنند و بازاركتاب تا حدودى راكد است ولى فرهنگ مكتوب همچنان موقعيت بالادست خود را حفظ كرده است.
\ ارزيابى هاى بين المللى نشان مى دهند دانش آموزان ژاپنى درزمينه علوم و رياضى بسيار توانا هستند و درزمينه تفكرانتقادى، از سطح مهارت بالايى برخوردار نيستند. آيا ارزيابى خاصى از اصلاحات اخير آموزش ژاپن به عمل آمده است؟
> اساساً اصلاحات چندسال اخير و خصوصاً برنامه اصلاحى سال ۲۰۰۲ درپى رفع چنين نقايص و ضعفهايى بوده است.
اين اصلاحات به مرحله ارزشيابى نرسيده ولى نتايج اين ارزشيابى نشان خواهدداد كه وضعيت ژاپنى ها در مهارتهاى ادراكى، تفكر انتقادى و خلاقيت بهبود خواهديافت يا خير.
\ آيا كاهش حجم مطالب كتابهاى درسى روند منطقى انتقال دانش را دچار اختلال نمى كند؟
> ژاپنى ها معتقدند با ارائه محتواى كم، فرصت سيراب شدن، تجربه كردن و فهم عميق را به دانش آموزان خواهدداد. اما جامعه صنعتى ژاپن معتقد است با كاستن از زمان آموزش رياضيات و علوم، موجبات كاهش استانداردهاى لازم آموزشى را فراهم آورده ايم و چنين اقدامى، پيشرفت ژاپن را با چالش اساسى روبرو خواهدساخت.
به هرحالت، اقتضائات زمان و پارادايم فناورى اطلاعات و ارتباطات ايجاب مى كند مدرسه را صرفاً جايگاه انتقال دانش تلقى نكنيم. چون مهارت بهره گيرى از دانش درهرزمان و مكان مهمترمى باشد.
امروزه ما، در سطح بين المللى با اصطلاح مدرسه پيشرو روبرو هستيم. مدرسه پيشرو، مدرسه اى است كه درآن نقش مدير، ساختارمدرسه، كاركردها و اصول و مبانى حاكم بر آن به شكل نوينى تعريف و بازسازى شده است.
در ژاپن ساخت چنين مدرسه هايى تحت عنوان مدرسه آزاد (Free School) رواج يافته است و رايج شدن چنين مدارسى، ذهنيت ما را نسبت به مدارس كنونى و سنت آموزشى حاكم بر آنها به چالش مى گيرد.
الگوى چنين مدارسى از چارتر اسكول هاى آمريكا (Charter School) گرفته شده و به سرعت در ژاپن گسترش يافته است. همچنانكه چارتر اسكول هاى آمريكا در ده سال گذشته بسيار رشد كرده و توجه افكارعمومى و مصلحان آموزشى را به خود جلب كرده است.
\ علت رايج شدن چنين مدارسى چيست؟
> درحال حاضر حدود ۱۲هزار دانش آموز ژاپنى، تمايلى براى رفتن به مدرسه ندارند و حدود ۵۰۰هزار دانش آموز ژاپنى، هرهفته يك روز غيبت مى كنند. اما درمدرسه آزاد كه مبتنى بر چهارپايه والدين، جامعه، دانش آموزان و كاركنان آموزشى است، حضور و غياب رايج درمدارس معمولى به چشم نمى خورد.
زمانى كه من در ژاپن بودم، از يكى از اين نوع مدرسه ها بازديد كردم. حتى ساختمان مدرسه به شكل خانه ساخته شده بود و در اساسنامه آن اين مطالب به چشم مى خورد: «شما مى توانيد تا ساعت ۱۰ صبح در هرزمان كه خواستيد به مدرسه بياييد و تا هرساعتى كه تصميم گرفتيد درمدرسه بمانيد».
استراتژى مسؤوليت پذيرى دانش آموزان در اين مدارس، دادن آزادى عمل بيشتر و استراتژى پرورش حرفه اى معلمان، دادن مسؤوليت بيشتر به آنها است.
انضباط در فرى اسكولهاى ژاپن بيشتر موردتوجه هست تا درچارتر اسكولها و اين هم تا حدودزيادى متأثر از انتظارات و نيازهاى كاركنان آموزشى، والدين و دانش آموزان است.
\ چه ويژگى هاى عمده اى دراين مدرسه ها به چشم مى خورد؟
> اولين ويژگى مدرسه پيشرو توجه به همه ابعاد وجودى و شخصيتى دانش آموزان در مدرسه است. چنين مدرسه اى همگام با تحولات اجتماعى به ايجاد تغيير در ساختار و نحوه اداره خود مبادرت مى كند.
دومين ويژگى، همگامى آن با تحولات اجتماعى است.
ويژگى سوم، قابليت نوسازى و به روزآمد نمودن خود است و درمقابل انتظارات نهادهاى اجتماعى از مدرسه، واكنش مثبت نشان مى دهد.
چهارمين ويژگى مدرسه پيشرو شوق انگيز بودن و كاهش عواملى است كه باعث بيزارى كودكان ازمدرسه مى شود. دراين نوع مدارس، افت تحصيلى، ترك تحصيل، گريز و عدم تعلق به مدرسه در بين دانش آموزان وجودندارد.
ويژگى پنجم اين است كه درهاى خود را به روى جامعه مى گشايد و با آن تعاملى سازنده برقرارمى كند. والدين امكان حضور فعال دراين نوع مدارس را دارند و حتى مى توانند براساس برنامه اى منظم به مشاهده كلاس درس بپردازند و دراداره و اجراى برنامه هاى آموزشى و درسى نقش مؤثرى برعهده بگيرند.
\ آيا گسترش اين نوع مدارس پيروى از تئورى جامعه شناختى «مدرسه زدايى از اجتماع» را تداعى نمى كند؟
> جهان امروز به ويژه دركشورهاى ليبرال يا با اقتصادآزاد به اين حد از پيشرفت رسيده است كه مردم خواهان كاهش نفوذ دولت در آموزش فرزندان خود هستند.
اين نوع نگاه يعنى دولت زدايى از آموزش و برنامه هاى درسى به سرعت درجهان درحال شكل گيرى است و درهرفرهنگى به نحوى تلاش مى كند مسير خود را پيداكند.
در ايران نيز اين خواست به شكل ظريفى دنبال مى شود و والدين از مسؤولان مدارس غيرانتفاعى مى پرسند: «برنامه هاى فوق برنامه شما چيست؟». معناى اين سؤال اين است كه ما كارى به چگونگى اجراى برنامه هاى مصوب وزارت آموزش و پرورش نداريم. درواقع آنها مى خواهند بدانند كه مدارس غيرانتفاعى براى آموزش زبان انگليسى، مهارتهاى فناورى اطلاعات، موسيقى، آموزش به روش پروژه اى، مهارتهاى شهروندى، درك جهان، يادگيرى جهانى، محيط زيست و مسائلى از اين قبيل چگونه اقدام مى كنند.
ژاپن از دیدگاه مدیریتی - پانا
گوته، طلايهدار گفتوگوی فرهنگها
بهبهانه دويست و پنجاهمين سال تولد آفريننده
«ديوان غربى-شرقى»
«وجودِ مردمان غريبه
بهترين آينهایست
كه ما در آن
وجود خودمان را
مىتوانيم بشناسيم»
نامه گوته بهشارلوته فون اِشتاين
9 سپتامبر 1783 ميلادى*
خسرو ناقد
شبهاى شعر و داستان خوانى در «انستيتو گوته» را در آغاز دوران پُرشور انقلاب ايران هنوز بهياد داريد؟ بىگمان شنيده و يا خواندهايد كه در آن شبهاىِ خاطرهانگيز و در آن روزهاى سرنوشتساز، گروههايى از مردم كه اكثر آنان را دانشجويان و دانشآموختگان و دانشگاهيان تشكيل مىدادند، با سينههايى سرشار از اميد بهآزادى و آزادانديشى و در آرزوىِ آيندهاى بهتر و عزتمندتر، گرد شاعران و نويسندگان ايران حلقه مىزدند تا نه با قهر و غضب و خشونت بلكه با زبان شعر و ادبيات كه همواره بُرندهترين سلاح مقاومت ايرانيان در برابر ظلم و ستمِ بيدادگران و مستبدان تاريخ بودهاست، صداى دادخواهى خود را بهگوش جهانيان برسانند. از آن دوران اكنون بيش از بيست سال مىگذرد و دريغا كه از آن اميدها و آرزوها امروز جز خاطرهاى و رؤيايى چيزى بهجا نمانده است.
بارى، «انستيتو گوته» نام مكان آشنايى بود كه در آن زمان پذيراى ايشان شد و آنان را پناه داد تا بىهيچ وابستگى و تعهدى، نداى آزادىخواهى و آزاد انديشى سردهند. اين نهاد فرهنگى كه نزديك بهنيم قرن از تجديد حيات آن مىگذرد و امروز در تمام جهان نماد هويت مردم آلمان و مظهر توانايى فرهنگ و زبان آلمانى است، نام «يوهان وُلفگانگ فون گوته»، بزرگترين و نامدارترين شاعر آلمانىزبان همه دورانها را بر خود دارد. شاعر بلندآوازهاى كه امسال در 28 ماه اوت (6 شهريورماه)، دويست و پنجاهمين سالروز تولدش فرامىرسيد و جهان بهاين مناسبت، سال 1999 ميلادى را سال بزرگداشت از اين فرزانه «جهانْوطنى» قرار دادهاست.
اين دومينبار بعد از جنگ جهانى دوم است كه در آلمان و ديگر سرزمينهاى آلمانىزبان جشنهايى بهمناسبت سالگرد تولد او و مراسمى براى گراميداشت شخصيت فرهنگى و علمىاش برپا مىشود. مردم آلمان يكبار در سال 1949 ميلادى، يعنى زمانى كه هنوز ويرانىهاى ناشى از جنگ جهانى دوم كاملاً بازسازى نشدهبود، بازسازى كليساىِ پاول شهر فرانكفورت را ارجح دانستند تا هم صدمين سالگرد تشكيل نخستين مجلس مؤسسانِ آلمان را و هم مراسم جشنهاى زادروز گوته را در شهر زادگاهش و در اين مكان تاريخى برگزار كنند. البته نه انتخاب كليساىِ پاول فرانكفورت بهمنظور برپايى جشنهاى دويستمين سالروز تولد گوته اتفاقى بود و نه انتخاب گوته بهعنوان نماد هويتِ فرهنگى آلمانِ بعد از جنگ. در هر دو انتخاب پيامى نهفته بود. پس از گذشت يك دوره پُرآشوب و نكبتبار در تاريخ اين كشور، گراميداشت گوته، آنهم در چنين مكانى تاريخى، اشارتى بود بهرويگردانى آلمانىها از ديكتاتورى و جنگ و خشونت، و نويدى بهبازگشت دوباره بهسنت دمكراسى پارلمانى و تكيه بر پيشينه ديرپاىِ فرهنگى آلمان كه بلندآوازگانىْ انساندوست و آزاده همچون «لايبنيتس» و «كانت» و «لِسينگ» و «هِردر» و «گوته» و «شيلر» و «روكِرت» و «بوشنر» و «هولدرين» و «هاينه» و ديگران را در دامن خود پروراندهبود. كليساىِ پاول مكان برگزارى نخستين مجلس مؤسسان آلمان در سالهاى 49-1848 ميلادى بود كه در آن پايههاى حاكميت ملى و دمكراسى پارلمانى آلمانى ريخته شد و در تاريخ معاصر اين كشور از جايگاه ويژهاى برخوردار است. جالب آنكه پس از پايان جشنهاى بزرگداشت گوته، نخستين نمايشگاه جهانى كتاب فرانكفورت نيز در همين مكان برپا شد.
و گوته؟ گوته مظهر آزادانديشى و تجسم آيينِ «جهانْشهرى» دوران خود بود؛ انسان وارستهاى كه جهانِ پيرامونش را از دريچه تنگ و تاريكِ ملتگرايى (ناسيوناليسم) و برترى قومى و نژادى و مذهبى نمىنگريست، بلكه بر بنياد فلسفه اجتماعى والايى كه بر اصل «انسانيت» استوار بود و از همان آغازِ دوران جوانى سرشت او را شكل داده و سرنوشت او را رقم زدهبود، دست بهآفرينش آثارى زد كه چون جامجهاننما، شرق و غرب و شمال و جنوب را بهسان طبيعتى رنگارنگ و دريايى مواج در جلو ديدگانِ جهانيان بهنمايش مىگذارد و با شكوه تمام وحدت وجود جهان را بهبينندگانِ راستين نشان مىدهد.
گوته را بايد بهجرأت اولين پيشگام و آغازگر «گفتگوى فرهنگها و تمدنها» دانست كه با آفرينش آثارى فراتر از زمان و مكان، گام در راه گفتگوى واقعى با فرهنگها و تمدنها ديگر گذاشت. آنهم در روزگارى كه اثرات منفى پيشداوىهاى قرون پيشين در ميان عامه مردم و بخش بزرگى از نخبگان جامعه هنوز از ميان نرفته بود. با اين همه نمىتوان از تأثيرات انديشمندان «عصر روشنگرى» بر افكار و آثار گوته غافل ماند. كسانى چون لِسينگ كه با خلق درام ناتانِ حكيم، قلم بطلان بر مطلقگرايىِ نژادى و قومى و مذهبى كشيد. او اعتقاد داشت كه تنها زمانى بر پيشداورىهاى شوم و فاجعهآميزِ ناشى از نابردبارى و تعصب مطلقگرايانه مذهبها و ملتهاى مىتوان غلبه كرد كه هر مذهب و ملت و نژادى، افزون بر احترام متقابل بهديگران، اين بينايى و بصيرت را نيز داشته باشد كه تنها از راه آزمون تجربىِ ايمان و اعتقادات خود و سرفراز بيرون آمدن از اين آزمون است كه مىتواند ارزشمندى و حقانيت آنها را بهاثبات برساند. پيام نهفته در درام لِسينگ را مىتوان در يك كلام چنين خلاصه كرد: انسانىترينِ اديان، راستينترين اديانند.
و گوته؟ گوته با چنين پشتوانههاى فرهنگى دست بهآفرينش ديوان غربى-شرقى زد؛ اثرى كه در كنار درام مشهور فاوست از پُرآوازهترين آثار او بهشمار مىآيد و در زمره شاهكارهاى ادبيات جهان محسوب مىشود. او در اين اثر آميزهاى دلنشين از آثار بزرگان شرق را با تصورات و تخيلات شاعرانه خود در همآميخت و بدين سان نخستين «بياننامه منظوم گفتگوى فرهنگها» را در سرتاسر جهان انتشار داد. عنوانى كه گوته با شجاعت و جسارت تمام در آن دوران براى اين كتاب برگزيد، نشان از پنداره او از جهانى دارد كه در آن غرب و شرق در كنار هم و در «دفتر و ديوانى مشترك» با هم پيوند دوستى و پيمان مودت مىبندند. اين تركيب غيرمنتظره در عنوان كتاب، همراه با خلاقيت شاعر در هماهنگ و همراه كردن موفقيتآميز كلام شاعران و عارفان غرب و شرق، خواننده را بهگونهاى دلنشين و دلانگيز، بهتجربه يگانگى جهان و پذيرش گوناگونى آن مىكشاند. پيوندى كه گوته در ديوان بهنمايش مىگذارد، چنان استوار و پايدار است كه امروز بهتدريج اثرات آن آشكار مىشود و آرزوى ديرين گوته كه در نامهاى براى ناشر آثارش نگاشته بود، مىرود كه تحقق يابد. گوته در اين نامه بههدف اصلى خود در آفرينش ديوان غربى-شرقى اشاره مىكند و مىنويسد:
«دير زمانى است كه خود را در خلوت با ادبيات مشرقزمين مشغول داشته و براى آشنايى عميقتر با آن، شعرهاى بسيارى نيز بهسبك و معناى اشعار شرقى سرودهام. قصدم اين است كه بهگونهاى دلزنده و دلپذير، غرب و شرق، گذشته و حال و فرهنگ ايرانى و آلمانى را با هم پيوند دهم و طرز فكر و آداب و سنن مردمان اين دو جهان را با هم قرين و دمساز كنم.»
گوته در نامهاى ديگر كه بعد از اتمام ديوان بهناشرش مىنويسد، از او مىخواهد كه اين اثر را بهقطع جيبى و در شمارى بيشتر از ديگر آثارش بهچاپ برساند تا در دسترس عام و خاص قرار گيرد و خوانندگان بسيارى از آن بهرهمند شوند. در اين اشاره نيز مىتوان بهخواست و آرزوى گوته براى نشر و پخشِ گسترده ديوان و ارزش و اهميتى كه او براى اين كتاب قايل بود پىبرد؛ تقاضايى كه او در مورد هيچ يك از آثارش نكرده بود. اين امر بهخوبى نمايانگر دلبستگى خاص گوته به ديوان است و نيز اميدوارى او بهتأثيرگذارى مطلوب آن بر نخبگان و عامه مردم و دستيابى بهمقصود نهايى خود كه همانا پيوند معنوى شرق و غرب بود. و شايد گوته بههنگام نگارش نامهاش، اين ابيات از منظومه دلاويز ويس و رامين اثر جاودانى «فخرالدين اسعد گرگانى» را در ضمير ناخودآگاه خود داشتهاست؛ آنجا كه اين شاعر ايرانى نيز از اميال و آرزوهاى خود در سرودن افسانه عشق ويس و رامين مىگويد:
مهان و زيركان آن را بخوانند
بِدان تا زان بسى معنى بدانند
هميدون مردم عام و ميانه
فرو خوانند از بهر فسانه
سخن بايد كه چون از كام شاعر
بيايد در جهان گردد مسافر
نه زان گونه كه در خانه بماند
بجز قايل مرو را كس نخواند
ديوان غربى-شرقى محل تلاقى فرهنگ و ادبيات شرق و غرب است؛ مكان ديدار و گفت و شنود فرزانگان غرب و شرق. گوته با خلق اين اثر جاودانه، پيش از هر چيز جهان غرب را بهآشنايى و شناخت عميقِ فرهنگ و تمدن و ادبيات سرزمينهاى شرق دعوت نمود. او بر باور بود كه هر كس فرهنگ خود و فرهنگ ديگر ملتهاىِ جهان را بشناسد، درخواهد يافت كه شرق و غرب از هم جدا نيستند. گوته در ديوان غربى-شرقى مضمون يكى از آيات قرآن را براى اثبات اين نظريه بهكار مىگيرد و اين رباعى را مىسرايد:
مشرق از آنِ خداست
مغرب از آنِ خداست
سرزمينهاى شمالى و جنوب
آرميده همه در دست عنايات خدا
او در جايى ديگر مىنويسد: «راستى چه كامكارند آنان كه همواره ميان شرق و غرب در گشت و گذارند و در اين دو جهان نيك مىنگرند و بهترينها را برمىگزينند». اين سخن گوته استنباط تازهاى است از يكى ديگر از آيات قرآن؛ آنجا كه مىفرمايد: فَبَشِرْ عِبادِ اَلَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ اَحْسَنَه اُولئِكَ الَّذينَ هَديهُمُاللَّهُ وَاُولئِكَ هُمْاُولُواالاَلبابِ. «مژده ده آنان را كه بهسخنان گوش فرا مىدارند و از بهترين آنها پيروى مىكنند، ايشان را خدايشان هدايت كرده است و در شمار خردمندانند.» بايد دانست كه گوته در دوران دانشجويى و در سن بيست و يك سالگى بهتشويق و ترغيب دوستش «يوهان گوتفريد هِردر» بهمطالعه قرآن روى آورد و از همان آغاز شيفته زبان شعرگونه قرآن شد؛ تا جايى كه آيات 75 تا 80 از سوره انعام را از زبان لاتين بهزبانآلمانى ترجمه كرد. گوته معتقد بود كه با در نظر داشتن سبك قرآن كه با مضمون و مقصود آن هماهنگى دارد، نبايد از تأثير عظيم قرآن بهشگفت آمد.
مشرق زمينبراى گوته خاستگاه فرهنگ و تمدن بشرى و سرچشمه حيات فكرى و معنوى انسان بود. او خود در دامن معنويت شرقى و با كلام كتاب مقدس، زبان بهسخن گشوده بود. دلبستگى او بهسرزمينهاى شرق، در ايام كودكى و با شنيدن قصههاى كتاب هزار و يكشب آغاز شده و با مطالعه داستانهاى كتاب مقدس، ادامه يافتهبود. در دوازده سالگى بهميل خود نزد استاد بهفراگيرى زبان عبرى مىپردازد تا از اين راه بتواند بىهيچ واسطهاى با مضمون و معناى كتاب مقدس آشنا شود و از سرزمينها و ملتهاى شرق و رويدادهايى كه در طول قرون متمادى اين نقطه از جهان را منزلتى خاص بخشيدهاست، تصويرى زنده در ذهن خود مجسم كند. در ميان اوراق بهجا مانده از گوته، دستنوشتههايى يافت مىشود كه نشان از علاقه او بهياگيرى ديگر زبانهاى شرقى و بهخصوص زبانهاى عربى و فارسى دارد. حال بهسادگى مىتوان تصور كرد كه دلبستگى گوته بهفراگيرى زبانهاى ملل و سرزمينهاى بيرون از حوزه فرهنگى و جغرافيايى غرب، برخاسته از شوق او براى ايجاد ديالوگ و گفتگو با فرزانگان و انديشمندان سرزمينهاى دور و نزديك بودهاست. هر چند كه او جز زبان عبرى امكان يادگيرى زبانِ شرقى ديگرى را پيدا نكرد؛ ولى اين امر حتى اندكى از شور و شوق گوته براى آشنايى با تاريخ و تمدن و فرهنگ و ادبيات مشرقزمين نكاست.
گوته براى آگاهى و شناخت از تاريخ و تمدن و فرهنگ و ادبيات مشرقزمين، بهمطالعه گسترده و بررسىِ همهجانبه آثار متفكران و محققان و مترجمانِ اروپايى پرداخت. بايد دانست كه از اواخر سده هجده تا اوايل سده نوزده ميلادى، دانشمندان و پژوهندگان و خاورشناسانِ غربى مجموعهاى از گنجينه ادبى و تاريخى مشرقزمين را بهزبانهاى لاتين و انگليسى و آلمانى و فرانسوى ترجمه كرده و انتشار داده بودند و پژوهشهاى دامنهدارى نيز در اين زمينه آغاز شده بود. در اين دوره تلاشِ كمنظيرى براى شناختِ فرهنگ و تمدن شرق در جريان بود، تا جايى كه فرهيختگان اروپايى براى آشنايى با آثار فرهنگى و هنرى مشرقزمين با هم در رقابت بودند و مىكوشيدند تا در ترجمه و بررسى متون، دقت بيشترى بهخرج دهند و در مطالعات و تدقيقات علمى از هم پيشى گيرند. اين جنب و جوش كه درجهت آشنايى و شناخت هر چه بيشتر و عميقتر از تاريخ و تمدن و فرهنگ و ادبيات سرزمينهاى شرقى و بهويژه شاعران و عارفان و متفكران ايرانى بهراه افتاده بود، بعد از انتشار ديوان غربى-شرقى شدت گرفت و تا اواخر قرن 19 ميلادى نيز ادامه يافت و در تاريخ ادبيات سرزمينهاى آلمانىزبان از آن با نام «نهضت شرقى» ياد مىشود. از اينرو براى گوته در آن دوران از هر جهت تمام امكانات فراهم آمده بود تا بيش از پيش خود را با تاريخِ حيات فكرى مشرقزمين مشغول دارد و با آثار ارزشمند حكيمان و عارفان و شاعرانِ شرق و با سير تكامل فرهنگ و ادبيات و هنرهاى گوناگون در خاورزمين آشنا شود. او در فصل پايانى ديوان غربى-شرقى از همه دانشمندان و پژوهشگران و مترجمان كه با آثارشان موجبات آشنايى او را با فرهنگ و تمدن مشرقزمين فراهم آوردند، قدردانى مىكند و يادشان را بهعنوان «استاد» گرامى مىدارد.
فهرست اين آثار نشاندهنده سطح آگاهى و شناخت فرهيختگان اروپايى در سدههاى 18 و 19 ميلادى از تمدن و تاريخ و فرهنگِ مشرقزمين است و نيز بيانگر اين واقعيت كه فرزانگان و دانشپژوهانِ شرق و غرب در همه دورانها بهگونهاى با هم در ارتباط بوده و از هم تأثير پذيرفتهاند. اما بهندرت مىتوان شاعر و نويسنده و انديشمندى را در آن دوران در مغربزمين يافت كه بهاندازه گوته از شعر و ادبيات و حكمت شرق تأثير پذيرفته و با آن خو گرفته و از آن بهرهمند شدهباشد. كافى است كه بهشمارى از كتابهايى كه گوته بههنگام مطالعه و بررسى تاريخ و فرهنگ مشرقزمينو همچنين آثارى كه در ايام تصنيف و تأليف ديوان غربى-شرقى و مؤخره آن در اختيار داشتهاست، نگاهى انداخت تا بهعمق شناخت گوته از تاريخ و تمدن و فرهنگ شرق پىبُرد:
«داستانهاى هزار و يكشب» كه تأثيرى عظيم بر تقريباً همه آثار گوته داشت؛ كتاب قلمرو پادشاهى ايرانيان كه بهسال 1595 در پاريس منتشر شدهبود؛ تاريخ دين باستانى ايرانيان؛ سه ترجمه متفاوت از قرآن كه يكى بهزبان لاتين و دو ديگر بهزبان آلمانى بود؛ پنج زندگينامه گوناگون در باره شخصيت پيامبر اسلام كه بين سالهاى 1732 تا 1810 ميلادى بهزبانهاى مختلف اروپايى منتشر شدهبود؛ ترجمه معلقات، مجموعهاى از شعر شاعرانِ عربِ پيش از اسلام؛ كتاب درباره ادبيات تركها؛ تاريخ سخنورى در ايران نوشته هامر پورگشتال؛ كتاب شرح و تفسير شعر آسيايى، اثر مشهور «ويليام جونز»؛ تأملاتى درباره آسيا؛ كتاب داستانهاى بيدپاى؛ نمايشنامه منظوم هندى شكونتلا؛ دوره مجله يافتههاى شرق كه بين سالهاى 14-1809 در وين منشر مىشد؛ گلستان سعدى؛ كتاب قابوسنامه كيكاووس بن قابوس وشمگير؛ ليلى و مجنون عبدالرحمن جامى؛ ديوان حافظ ترجمه هامر پورگشتال و سفرنامههاى «ماركوپولو»، «مونته ويلا»، «پيترو دلاواله»، «آدام اولئاريوس»، «ژان تاورنيه»، «ژان شاردن»، «كارستن نيبور»، «ادوارد اسكات ورينگ»، «انكوتيه دو پِرون» و «موريتس كوتسهبو».
حافظ در پى اين مطالعات و بر اثر تأمل و تعمق در اين آثار بود كه گوته بهعظمت دنياى معنوى شرق پى برد و قادر بهدرك ارتباط ميان اديان كهن مشرقزمين و فلسفه زندگى و طبيعت انسان شرقى شد و در راه جست و جو براى يافتن رمز و رازهاى شعر و ادب سرزمينهاى شرقى افتاد. اما در اين سير و سلوك چنان آتش در اعماق وجودش مىافتد و از خود بىخود مىشود كه در ميانه راه، سر تعظيم و تواضع در برابر عارفان و شاعران و انديشمندان مشرقزمين فرومىآورد و در يكى از زيباترين غزلهاى ديوان غربى-شرقى خطاب بههمزاد ايرانى خود، شيرازى چنين مىسرايد:
گر بهپايان نبرى حرف خود از حشمت تست
هم گر آغاز ندارد سخنت، قسمت تست
شعر تو چون فلك ارزق دوّار بود
كاوّل و آخر آن همسر و هموار بود
آنچه تابان شود از مركز اين سقف بلند
در سرانجام و در آغاز همه نقش همند
چشمه خالص شعرى و پُر از شور و سرور
گفته نغز تو جاريست چو امواج بحور
لبْ تو آماده بوسيدن دلبر دارى
باشد از سينه تو نغمه دلكش جارى
هر زمان تشنه آنى قدحى نوش كنى
آتش سينه بدان جرعه تو خاموش كنى
گر فرو ريزد و در هم شكند اين عالم
حافظ! از شوق بههمچشمى تو مىبالم
در بد و خوب شريكيم و وفادار و سهيم
تؤامانيم و ز يك گوهر و همزاد هميم
چون تو خواهم ره دل پويم و نوشم مىِ ناب
هم كنم فخر بر اين زندگىِ شعر و شراب
شو كنون با شرر آتش خود نغمه سرا!
گر چه پيرى، دل پُر شور و جوانست ترا
*DIE EXISTENZEN
FREMDER MENSCHEN -
SIND DIE BESTEN SPIEGEL
WORIN WIR
DIE UNSRIGE
ERKENNEN KOENNEN.
Brief an Charlotte von Stein
9. September 1783
”من پدر نيستم؛ پدر گرافيك نيستم؛ پدر گرافيك نوين هم نيستم. من تنها يك تلاشگرم. اين تعارفات متعلق به جامعهایاست كه دنبال سمبلهاست.“
اما همه او را دستكم پدر گرافيك معاصر ايران میدانند.او كه خودش هم استادانی داشت:"در زمان دانشكده و حتی پس از آن به افرادی برخوردم كه كارهای بسيار زيبايی داشتند از جمله آقاسی و پس از آن محمد مدبر را كشف كردم. محمد بهرامی، بيوك احمری، جد عموی بزرگ خودم و ...، ما همه معلم يكديگر هستيم بهشرطی كه به هر چيزی با توجه و فكر نگاه كند."

مميز در همان دوران جوانی توانست آثاری متفاوت عرضه كند:"يكی از تفاوتهای كار بنده با ساير همكارانی كه قبلاً حضور داشتند (مثل آقايان كلانتری، بهرامی و…) در اين بود كه من درسال ۱۳۴۰ موفق به همكاری با آقای احمد شاملو در كتاب هفته (مجله كتاب هفته) شدم. دراين مجله كارهای من با شيوهای متفاوت از ساير آثار چاپ شد و در اين كارها نوعی تصويرسازی را مطرح كردم."
كتب هفته همان جايی بود كه هنرمند جوان برای نشان دادن قدرت خود به آن احتياج داشت:"كتاب هفته برعكس آنچه دوستان میگويند و از آن به عنوان دوره خوب كار من ياد میكنند، دوره عكسالعملی من بوده، همان زمانی كه دانشجوی هنرهای زيبا بودم و كار را براساس نظر و خواست اساتيد مدرسهام انجام میدادم. در كارهای كتاب هفته و بسياری از كارهای بعدی من كه سهل و ممتنع از كار درآمد بهخاطر تنگی فضای كارهايی بود كه انجام میدادم گاهی روغنم در میآمد تا به يك تركيب ساده میرسيدم."
مميز در كتاب هفته آنقدر تصويرسازی كرد تا شد مميز:"با كندوكاو و تلاش است كه يواشيواش به جايی میرسيد. اكثراً بلد نيستيم فكر كنيم. فكر كردن سيستم فوقالعاده مهم و ظريف پژوهشی قویاست كه بايد همچون ياد گرفتن الفبا در مدرسه به ما ياد داده شود. در حالی كه ما در كشورهای جهان سوم در دوران زندگی نه بهوسيله پدر و مادر و نه مدرسه و نه خود جامعه فكر كردن را ياد گرفتيم. به همين خاطر است كه هميشه عقبيم و هميشه در سنهای بالا به يك مسير يا كورسويی میرسيم كه چيزهايی را میفهميم. ما چون فكر كردن بلد نيستيم از اين گزارشها و يا تفسيرهای شكمی درباره هر چيز به شكلی فراوان ارائه میكنيم و همان مبنای قضاوت زندگی ما میشود. من تلاش میكنم سيستماتيك فكر كردن را به دانشجويان ياد بدهم اما در اين انتقال تجربه موفق نبودم. چرا كه بستر آن در جامعه ما وجود ندارد."
او در زمان دانشجويی نيز از چارچوبهای هنری زمان خود خارج شده بود:"در قديم يكسری تعريفها وجود داشته و چارچوبها محدودتر بودهاست اما همانها از بين رفته اكنون آن تعريفها نيست با تعريف كردن مغز بسته میشود؛ تعريف كردن خود سنت نادرستیاست بنابراين من حاضر نيستم برای چيزی تعریف قابل شوم. بايد هر چيزی را همان گونه كه هست قبول نكرد، بلكه نگاه كرد."
مميز در دوران فعاليت خود دست به هر كاری زد از تصويرسازی و گرافيك گرفته تا طراحی پوستر فيلم و آويزان كردن كارد از سقف:"میخواهم تاريخ را به شما يادآوری كنم و تلاشهايی را كه ما كرديم. چاقوهای آويزان از سقف يا كاشته در گلدان جيغی از ته ريهام بود. الان دلم نمیخواهد آن جيغ را هم بزنم. بايد تخمی را پروراند كه منطقی باشد. فیالبداهگی، ربطش با خلاقيت تعريف اينها مشكل است. میترسم انحراف در ذهن شما باشد بايد به مرحلهای از تربيت و فرهيختگی برسيد كه هر كاری میكنيد درست باشد. اگر دچار شيفتگی كامل شده و هرگاه تسليم شديد بدانيد كه مردهايد. هنوز در 67 سالگی سرگيجه دارم، اما از اين گنگی نمیترسم، چرا كه لازمه كشف است."
و مميز بالاخره در69 سالگی در گذشت:"تا اين لحظه نه اينكه خيلی معايب را نبينم، بلكه ديدم زندگی كوششی لذت بخش است؛ اگر آدم خوب و مثبت ببيند. اين مثبت ديدن صرفاً نگاه يك آدم هالو به زندگی نيست؛ بلكه جوهر خوشبختی را كه خاص خوشبختیاست، دست كم بو كشيدن است."
روحش شاد ویادش گرامی باد
خبرگزاری پانا- خمین
من براي اين كار از يك روش ساده استفاده ميكنم كه فكر كنم تو هر برنامه رتوش عكسي جواب بده.
من خودم براي راحتي كار از پ ينت شاپ پرو (Paint Shop Pro) استفاده ميكنم ولي توي فتوشاپ هم با همين روشها ميشه عكس رو رنگي كرد.
اول بايد يه عكس سياه سفيد رو باز كنين.
بعد يه قسمتي از اون رو كه ميخواين رنگ كنيد با ابزارهايي انتخاب (Select Tools در فتوشاپ اينا
هستند و در Paint Shop Pro اينا
) به صورت يك تكه انتخاب كنيد. 
و بعد به يك لايه تبديل كنيد. (توي Paint Shop Pro تو منوي Selection ميتونيد پيداش كنيد.
)
بعد روي اون لايه يه رنگ متناسب با محل انتخاب شده رو با استفاده از ابزار قلمو يا سطل رنگ پر كنيد. 
ممكنه به نظر خيلي بيخود بياد ولي بعد برين توي تنظيمات لايهها و نوع تركيب لايه (Blend Mode) رو روي Color بزارين
(حالتهاي ديگه Blend Mode هم عبارتند از Screen, Darken, Lighten, Overlay و كلي چيز ديگه. اينا رو گفتم تا بتونيد تو برنامه رتوش عكس مورد نظر خودتون پيداشون كنيد.)
بعد ميزان Opacity يا شفافيت اون لايه رو اونقدر كم كنيد تا بتونيد رنگ مورد نظرتون براي اون قسمت رو پيدا كنيد.
بقيه قسمتهاي عكس زمينه رو هم به همين صورت انتخاب كنيد و رنگ كنيد (حتما لايه اصلي عكس رو انتخاب كنيد و بعد قسمتهاي ديگه رو انتخاب كنيد.)
براي صورت آدما تجربه ثابت كرده كه بهتره اول دور صورت را به طور كامل انتخاب كنيد و بعد دور چشمها و لب رو از انتخاب خارج كنيد. 
و بعد داخل اين محوطه رو با يه رنگ قرمز كمرنگ يا صورتي پر كنيد و يا از يه عكس رنگي، رنگ صورت رو برداريد و به جاي اون كامل پر كنيد.
بعد هم لب رو جداگونه ببريد و رنگ كنيد و چشمها رو يا دست نزنيد يا اگه عكس اينقدر بزرگه كه چشم كامل ديده ميشه، فقط عنبيه رو انتخاب كنيد و رنگ كنيد.
تو اين شكل نشون دادم كه چطوري قسمتهاي مختلف اين عكس رو با چه رنگهايي پر كردم. و نتيجش رو هم ميتونيد ببينيد.
ميبينيد كه لب رو يك كم قرمزتر از صورت رنگ كردم.
موها و ريش رو هم بايد جدا رنگ كرد، چون در حالت طبيعي موي آدما يك ته مزه قهوهاي داره تا اون سياه بيخودي كه توي عكسهاي سياه سفيد ديده ميشه.
اينم درصدهاي شفافيتي كه براي اين عكس تنظيم كردم.
بالاخر دو تا عكس كامل سياه و سفيد و رنگي شده رو ميتونيد با هم ببينيد. به نظر خودم كه خيلي خوبه. البته اين عكس رو اصلا روش كار نكردم. فقط سريع دور و برش رو بريدم و رنگي كردم كه طبيعي به نظر برسه.


اونايي كه هنوزم شك دارن كه مگه ميشه عكس سياه سفيد رو رنگي كرد و ميگن حتما اين عكس رنگي بوده بعد سياه سفيدش كردم بايد بدونن كه اصلا اين عكس رو فيدل فيدل وقتي انداخته كه هنوز دوربين رنگي تو كوبا وجود نداشت.)
LostLord.com
| درباره ما ›› شهر خمين |
|
ويژگيهاي تاريخي |
||
|
||
|
موقعيت جغرافيايي |
||
|
||
|
||
|
قابليتهاي فرهنگي - ورزشي |
||
|
||
|
ولادت با سعادت ثامن الا ئمه حضرت علي ابن مو سي الرضا (ع)
بر عاشقان ولايت مبارك باد .
سخنراني ميرزائي رياست آموزش و پرورش خمين با دانش اموزان خوابگاه مركزي
در هفته گذشته آقاي ميرزائي درباره مشكلات خوابگاه مركزي دختران با دانش آموزان پيرامون حل معضلات سلف سرويس و شهريه و كمبود اتاق صحبت كردند و به گفته آقاي ميرزائي از ماه آذر به بعد از هيچ دانش اموزي شهريه خوابگاه گرفته نميشود و مسائل سلف سرويس انشاءا... حل خواهد شد.
و ايشان به دانش اموزان متذكر شد كه فقط در خوابگاه درس بخوانند
الهام فتحي-پانا - خمين
توزيع دفترچه آزمون سراسري سال 85
به گفته رئيس سازمان سنجش شروع ثبت نام و توزيع دفترچه ازمون سراسري سال 85 از تاريخ 04/9/84
اغاز شد و داوطلبان گرامي ميتوانند با پرداخت مبلغ 40000 ريال از طريق دفاتر پستي اقدام نمايند
سميه لطفي- پانا - خمين
واحدخبرنگاري پانا در شهرستان خمين مصيبت وارده
به بازماندگان حادثه هوائي را تسليت عرض نموده واز
خداوند منان ارزوي صبر براي ايشان خواهانيم.
پانا- خمين
برگزاري مراسم عزاداري شهداء سانحه هوائي در خمين
در روز پنجشنبه 17/9/84 مراسم همدردي با مصيبت ديدگان حادثه سقوط هواپيما ي حامل خبرنگاران در مسجد خاتم الانبياء خمين با حضور نماينده محترم شهرستان و امام جمعه و فرماندار اين شهر وبا حضور مردم برگزار گرديد .
ملكي_پانا _خمين
سخنراني ميرزائي رياست آموزش و پرورش خمين با دانش اموزان خوابگاه مركزي
در هفته گذشته آقاي ميرزائي درباره مشكلات خوابگاه مركزي دختران با دانش آموزان پيرامون حل معضلات سلف سرويس و شهريه و كمبود اتاق صحبت كردند و به گفته آقاي ميرزائي از ماه آذر به بعد از هيچ دانش اموزي شهريه خوابگاه گرفته نميشود و مسائل سلف سرويس انشاءا... حل خواهد شد.
و ايشان به دانش اموزان متذكر شد كه فقط در خوابگاه درس بخوانند
الهام فتحي-پانا - خمين
تغعير چهره بيمارستان امام خميني ره شهرستان خمين
در بازديدي كه در تاريخ 14/9/84 توسط مسئولين وزارت بهداشت از بيمارستان امام خميني ره شهرستان خمين به عمل امد وضعيت فيزيكي و بهداشتي بيمارستان مورد بررسي قرار گرفت .
آقاي ملك افضلي معاون وزير بهداشت و درمان كشورپس از بازديد از بيمارستان در گفتگوئي
با خبرنگار ما افزود: طرح بازديد از بيمارستانها در دستور كارمسئولين وزارتخانه قرار دارد
و اميدواريم هر چه زود زودتر شاهد بهبود وضعيت بيمارستانها در سطح كشور باشيم.
داود نوبخت- خبرنگار پانا -خمين








.jpg)






